خرید بک لینک
تبادل لينک هوشمند با سایت منتظران ظهور

وبلاگ خود را به ما پيوند بزنيد ! کليک کنيد

1 2 3 4 5 6 | بعدي > | آخر >>

لينک هاي ويژه

Thumbnail Google PageRank: 2/10

یااباصالح المهدی - http://raze2.blogfa.com
یااباصالح المهدی

لينک هاي تبادلي

1 2 3 4 5 6 | بعدي > | آخر >>


وب سايت تان را ثبت کنيد

» گام اول: لينک ما را در وب سايت تان قرار دهيد

آدرس وب سايت: http://montazer2.niloblog.com/
عنوان وب سايت: یااباصالح المهدی
شرح وب سايت: یااباصالح المهدی

» گام دوم: لينک خودتان را ثبت کنيد

همه فيلدها لازم هستند. لطفاً گام اول را قبل از ارسال اين فرم انجام دهيد.

نام و نام خانوادگي:
آدرس ايميل:
عنوان وب سايت:
آدرس وب سايت:
صفحه حاوي لينک ما:

شرح وب سايت:

برچسب: تبادل لینک, نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: يکشنبه 16 / 7 ساعت: 5:04

جواني حضرت علي عليه السلام الگويي براي جوانان

- مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم! اما چگونه؟!... من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!

- با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!

- جواني حضرت علي (ع) ؟!

الگو گرفتن يك الگو

- بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))

- بسيار خوب! تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!

- تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!

- آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است. حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگررشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:

((لا فتي الا علي، لا سيف الا ذوالفقار))

((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

(( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمؤمنين 28 سال بيشتر نداشت!

در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.

به راستي كه هيچ جوان ديگري، چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده، توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.

تفريح و شادي علي (ع)

- مي داني اي دوست عزيز: من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟

- حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟

فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

- يعني اينطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

علي (ع) كار را تفريح مي دانست.

تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم، لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.

- مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!

هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد، دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.

علي و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند، اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

ای حرمت......

همیشهاز حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید
سلام ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید
به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاس
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

حضرت آیت الله بهجت:
احساس حضور خدا در همه حال، همه مسائل را حل میکند.

*********
مختار: تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق.
مختار:راه بلدی چون تو که راه را گم کند ،نابلدان را چه گناه؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم هر چه تاختم مقصد را نیافتم، وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم، مجنون نبودیم.

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

کاش به زمانی برمیگشتم

که تمام غم زندگیم

شکستن نوک مدادم بود

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او

پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست


برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

کم کم داریم به ماه خدا نزدیک میشیم

خودمون آماده کنیم تا از این میهمانی الهی سربلند بیرون بیایم. انشاالله

التماس دعا


برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

روزگاری در مرغزاری گنجشکی بر شاخه یک درخت لانه ای داشت و زندگی می کرد .گنجشک هر روز با خدا راز ونیاز و درد دل می کرد و فرشتگان هم به این رازو نیاز هر روزه خو گرفته بودند تا اینکه بعد از مدت زمانی طوفانی رخ داد و بعد از آن ، روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت!

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: " مي آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست.

" فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

" با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست.

" گنجشك گفت:

" لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.

سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:

" ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. " گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.

خدا گفت: " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي. " اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد...

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...شاید

دست افشان...پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمان خویش را




با همه لحن خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است

ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه ی مشعر؛کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
div>

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

گاهی گمان نمیکنی ومیشود
گاهی نمیشود که نمیشود
گاهی هزار دوره دعا بیاجابت است
گاهی ناگفته قرعه بهنام تو میشود
گاهی گدای گدائی وبختبا تو نیست
گاهی تمام شهر گدای تومیشود...

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

ايا ميداني هدفت چيست؟

زندگي دنيا يا بندگي خدا

بدان زندگي بي بندگي يعني دوندگي

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

همیشه نگاهت به آسمان باشد تا دلت از رفتار زمینیان نشکند...!

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

نه دلم میخواهد به تور"ایتالیا"و"اسپانیا"بیفتم و نه بادام چشمهای "چینی ها"و"ژاپنی ها"را ویار کرده ام!u2029نه نسیم"دبی"و"استانبول"به کله ام زده و نه هوس دو بیتی"بابا طاهر"کرده ام!u2029حتی"منار جنبان"هم دلم را نمی لرزاند!u2029نه مات"کیشم" و نه موجی"خزر"u2029فاتحه ی"سعدی"و"حافظ"را هم از همین جا میخوانم!u2029من فقط یک بلیط رفت"به کربلا" میخواهم!ترجیحا بدون برگشت...

یاحیدر ع

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

خدایا مرا لحظه ای به خودم وامگذار...

خدایا خودت راه حقیقت و درست نشان بده...

خدایا میخوام ازت اونی که فکر میکنم اشتباه باشه...

نمیدونم،به تو پناه میبرم...

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

سلام رفقا امروز نمدونم چی شد این پست قبل گذاشتم به دلم افتاده بود از طفل شیش ماهه باید حرف زد

نمدونستم که امشب مهمون طفل ربابم !! تو حرم امام رضا روضه شیرخوار امام حسین سحر دهم ....

هیچ وقت امشبو فراموش نمیکنم و خدایا ازتو میخوام تواین لحظات عزیز مارو از اهل بیت تا لحظه ای که نفس میکشیم جدا نکنی.

لب تشنه گر شدی تو دراین ماه بندگی آبی زدیده هدیه به طفل رباب کن

سلامتی هم نوکرای اهل بیت بخصوص حاج محمود کریمی صلوات

التماس دعا یاحیدر (ع)

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

لب تشنه گر شدي تو در اين ماه بندگي

آبي ز ديده،هديه به طفل رباب (س) كن

التماس دعا

يا حيدر(ع)

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

ماه خدا

ماه دعا

ماه شب زنده داری

ماه زولبیا بامیه

ماه صفا

ماه قرآن

ماه شفاعت

ماه یتیمی

ماه ...

تو راهه از دعا خیر برای بنده حقیر سراپا تقصیر فراموش نکنید

یاحیدر ع

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

ای کاش میشد فراموش کرد...

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم/چون طفل دوان درپی گنجشک پریده

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:28

همیشه نشسته ایم و پشت سر هم برایش «باید» یافته ایم. لیست بلند بالایی از «باید» ها ساخنه ایم تا او بیاید و همه شان را به تنهایی بر دوش بکشد و تمام دردهای جامعه ی بشری را به تنهایی مداوا کند و تمام انتظارات مارا برآورد.
هروقت از دنیا خصته میشویم، هر وقت مشکلی آزارمان میدهد، فارغ از اینکه چقدر بزرگ یا به کجا مربوط باشد، آهی میکشیم و میگوییم «آقا می آید و همه مشکلات را حل میکند»، « آقا که آمد باید فلان شخص را فلان کند»، « آقا که آمد باید این کار را اینطور درست کند» و هزاران جور جمله ی جورواجور دیگر.
هرچه فکر میکنم یادم نمی آید جایی به خودم گفته باشم « آقا از من چه انتظاری دارد؟»
خوب که فکر میکنم، میبینم ماشده ایم درست لنگه بنی اسرایئلی ها که به موسی یشان گفتند: «ما همین جا نشسته ایم؛ تو با خدایت برو و دشمنانت را ارض موعود بیرون کن؛ بعد ما می آییم و با آرامش در آن سرزمین زندگی میکنیم.»
انگار ما هم میخواهیم موسی یمان را که می آید تا نجاتمان دهد و از چنگال فرعون ها برهاند؛ تک و تنها، با خدایش به جنگ ها و سختی ها بفرستیم و منتظرش بمانیم تا با پیروزی برگردد و یک جهان پر از صلح و آرامش را تقدیممان کند.
آیا زمان آن نرسیده که از خود بپرسیم «او از من چه انتظاری دارد؟» شاید اگر اورا بشناسم، انتظاراتش هم برایم شناختنی میشوند:
* او منادی عدالت است؛ پس از من انتظار دارد، در سرزمین کوچک زندگی خودم، به هیچ کس ظلم نکنم، حتی خودم.
* او میراث دار رسالت آخرین پیامبر است. پیامبری که آمد تا دست بشر را در دست سعادت و پرواز بگذارد؛ پس از من انتظار دارد دستم را از دست سعادت بیرون نکشم و به او پشت نکنم و از مسیر رسالت دور نشوم.
* او امام قیام است؛ پس از من انتظار دارد آماده قیام باشم و گوش به زنگ حادثه. نه اینکه جمعه هایم را در تب و تاب دنیا در رختخواب فراموشی و بیخیالی به ظهر بسپارم و حتی به نوای ندبه ای دلم را به صدای شیهه ی اسبی و چکاچک شمیشیری وعده ندهم.
* او امام تکامل بشریت است؛ پس ار من انتظار دارد در جاده تکامل و صعود راه بسپرم نه در بیراهه ی نقصان و نزول.
* او ساقی زلال ترین آب آفرینش است؛ پس از من انتظار دارد پیاله کوچیکم را از گندابه ی هر بیغوله ای پر نکنم و به آلودگی هر فرهنگی در نیالایم.
* او امام حکمت و آگاهی و بصیرت است؛ پس از من انتظار دارد از چشمه های حکمت های آسمانی بنوشم وسرافراز آگاهی های متعالی باشم و هر گام زندگی ام را با بصیرتی شایسته پیروان او بردارم. میدانم؛ همه این ها شوخی هستند. همه ی این ها از دست من بر می آیند. اما نمیدانم چرا این حال و هوای بنی اسرائیلی اینقدر به مزاقمان خوش می آید؟!
شاید حق مان است که ما هم مثل بنی اسرائیل، این همه سال در بیابان های دنیای مادی سرگردان شده ایم و به سرزمین موعود، به مدینه ی فاضله ی مهدوی راه مان نمیدهند! نمیدانم تا کی در ایم حالا و هوا می مانیم؛ اما میدانم تا خودمان نخواهیم و ندانیم که چه باید بخواهیم، تا دنیا دنیاست، بشر روی آرامش را نخواهد دید.


یا علـــــــــــــــــــــــــی حیـــــــــــــــــــــــــــــــدر مدد (اختصاصی)

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

بسم رب الحیدر

سلام علیکم
به منظور راحتی و افزایش صمیمیت، صحبت در مورد پست ها، ابراز نظرات شخصی و...
تالار گفتمان اختصاصی وبلاگ یا علـــــــــــــــــــــــی حیــــــــــــــــــــــدر مدد راه اندازی شد!

آدرس تالار:
www.hoo-madadi.rozblog.comforum

برای بیان نظرات، ابتدا عضو سایت شده و سپس به ابراز نظرات خود بپردازید.
درضمن در این تالار میتوانید پست های خود را ارسال، حذف یا ویرایش کنید.

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

دانلود جلسه ی هفتگی هیئت

رأس الحسین محفل انصارالحسین علیه السلام

با نوای: کربلایی علی مهدیزاده


با تشکر از وبلاگ موسسه نوای خون

باز نشر: یا علــــــــــــــــــــــــــــی حیــــــــــــــــــــــــــدر مدد (اختصاصی)



برای دانلود به ادامه مطلب رفته و برروی دانلود کلیک کنید....



برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

دارالجنون رأس الحسین محفل انصارالحسین علیه السلام

          یه سبک سنگین بسیار زیبا

امشب شبه خرابیه***


           وسبک بسیار زیبای زمینه

اگه عالم ماله من بود***




با تشکر از وبلاگ موسسه نوای خون

باز نشر : یا علـــــــــــــــــــــــــــــی حیـــــــــــــــــــــــــــــدر مدد (اختصاصی)


برای دانلود به ادامه مطلب رفته و برروی دانلود کلیک نمایید...



برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

دانلود مراسم هفتگی! موضوع : محاسن و معایب خود ارضایی از نظر عقل
دانلود فایل صوتی



برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

به گزارش سرویس ترجمه "شفقنا"، به نقل از پایگاه اینترنتی "مباشر نیوز" کویت، شنیدن صدای اذان در شهر "استانبول" ترکیه، "ماریا لابودینسكایا"، دختر 25 ساله روسی را به پذیرش دین مبین اسلام هدایت کرد. این دختر روسی پس از شنیدن صدای اذان، طی درخواستی که آن را تقدیم دار الافتای ترکیه در شهر "قونیه" این کشور کرد، خواستار اعلام مسلمان شدن خود و دریافت اطلاعات لازم از دین مبین اسلام شد.
دار الافتای ترکیه نیز درخواست "ماریا لابودینسكایا" را پذیرفت و پس از آنکه "شكری أوزبوگدای"، مفتی شهر "قونیه" این کشور تعالیم اسلام را برای این دختر روسی توضیح داد و یک جلد کلام الله مجید را به وی هدیه کرد، "ماریا لابودینسكایا" با ادای شهادتین رسما به دین مبین اسلام مشرف شد و نام "نور" را برای خود انتخاب کرد.

 این دختر جوان روسی که به منظور گردشگری در ترکیه به سر می برد، با بیان اینکه هنگام گردش در خیابان های شهر "استانبول"، صدای اذان تاثیر زیادی روی وی گذاشته و باعث ایجاد احساسات بی نظیری شده، اظهار کرد: پیش از این اطلاعاتی در مورد دین اسلام داشتم اما مشاهده و درک اسلام چیزی فراتر از خواندن و آگاهی از آن است، من هم اکنون اسلام را با معنی واقعی آن درک می کنم.

 لازم به ذکر است که طی مدت اخیر تعداد زیادی از گردشگران در ترکیه از تعالیم و فرهنگ اسلام و فضای روحانی موجود در بناهای مربوط به دوره های گذشته اسلامی در این کشور تاثیر پذیرفته و به دین مبین اسلام مشرف شده اند.


برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

جواب یکی از دوستان و همراهان وبلاگ یا علــــــــــــــــــــــی حیــــــــــــــــــــــــدرمدد و مسئول سایت هیئت الرضا مشهد به جناب یه نقطه:

بسم رب الرقیه علیها السلام!
1. منبع بیار که وقتی وقتی پای اهل بیت میاد وسط شما مجاز هستید که ابرو ییک فرد که منصوب به ایشان است رو ببرید! بهتره به بحار الانوار،ج47،ص349-350،باب 33، ح50 سری بزنید!
2.کی گفته هر کسی رو که بازدداشت کردن وضعیتش خرابه؟ توی این جومهوریاسلامی ما که عدل رعایت نمیشه!مگه اقای خامنه ای (رهبر) روی صدا و سیمانظارت ندارند؟ پس چرا باید رفیق های مدرسه ای من بشینن پای صدا و سیمااسلامی و استمنا کنن؟بعضی دست سید علی رو هم بستن! سرتون رو کردین زیر خاکنمیدونید رهبرتون رو هم بازداشت کردن! وقتی در حق مقام والای ولایت ظلممیشه، دیگه علی اقا این وسط می تونه چکار کنه؟ برای چی دست گیرش کردن؟شاید تصادف کرده باشه... شاید...
3.منظور از رسوا شدن چیه؟ هر کس رو که دست گیر می کنن رسوا میشه؟ پس خاکبردهنم حضرت زینب و بی بی رقیه هم رسوا شدن؟ پس امام سجاد هم رسوا شدن؟ پسامام صادق هم رسوا شدن!؟
4. اگه خدا رو قبول داری... در اداب اسلامی در ایه 22 سوره نور امده((ولیَعفُوا وَلیَصفَحوُا اَلا تُحبون اَن یَغفِر الله لَکُم)) *اگه امامسجاد رو قبول داری ... در اداب سلامی بخش ادب در برابر مردم (ابعاد ادب)در صحیفه سجادییه، دعای مکارم الاخلاق، ش 20. بگم؟ بازم بگم؟! باشه....امیرالمومنین حیدر کرار علیه و اله السلام :مِن اَشرَفِ اَفعالِ الکَریمتَغافُلُه عٌما یَعلَم. بازم؟ حدیث مشـهوری از نبی اكرم صلی الله علیه وآله و سلم است كه از اصحابش u200d پرسید : آیا می دانید غیبت چیست ? اصحابگفتند : خدا و رسولش آگاه است ، نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (غیبت) یادی از برادر مسلمانت كردن به چیزی كه بدش می آید. ..... خداونددوست ندارد كسی با سخنان خود بدیها را اظهار كند مگر آن كسی كه مورد ستمواقع شده باشد . و خداوند شنوا و دانا است .
*5.هر كس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مؤمنی سخنی علیه او بگوید تا اورا از چشـم مردم بیندازد خداوند چنین كسی را از ولایت خودش بیرون می كند وبه سوی ولایت شیطان می فرستد و شیطان او را نمی پذیرد
6. کدوم خزعبلات؟ ایا گفتن این که من سگ حسینم؟ و یا لطمه زنی؟ یا عوعوکردن؟ جوابت اینه: الف)برو ادرس مقابل رو مطالعه کن بعد بگو سگ گفتنبده(http://rezagroup.ir/News/?ID=25)- خود مرجع عالیقدر ایت الله وحیدخراسانی سگ گفتن رو قبول دارن میتونی استفتا کنی! ب)یک کلام : سنت بی بیزینبه - برای چشیدن سختی هایی که رقیه کشید، از طرفی لطمه رو خود مقاممعظم رهبری نیز قبول دارن! ج)جواب الف رو چک کن، چک کردی؟ حال مرحله تشبیهاز لفظ به عمل میرسه که باعث تزکیه نفس میشه!
7.درسته شاید بعضی جا ها باعث وهن دید بشه! ولی جلسه هایی که علی اقامیگیرن بعضی هاش خصوصیه!من خیلی ها رو میشناسم که با همین روش هیئت گرفتنجذب شدن و ادم شدن! کسی رو که خودش رو به خواب زده نمی تونی بیدار کنی،دین گریزی ربطی به این موارد نداره! اگه این کار ها رو هم نکنیم، میگن :امل بازیه و اینا امل هستن و .... ( امام حسین هر کی رو بخواد جذب می کنه،دستگاه امام حسین گسترده است ، هر فردی با اخلاقیات خاص جذب یک جا میشه)
8. توجیه حرفیه که برای دفاع در مجادله ی علمی زده میشه و منبعش عقله واین کاریه که شما داری انجام میدی داداش! بنده توجیه نمی کنم ، بلکه دارمحرف دین رو میزنم و این کار رو بهش می گن اثبات!
9.در مباحثه علمی یا مجادله علمی در حوزه علمیه یا حالا خارج از حوزه کهموضوع بحث دین باشه هیچ وقت عقل رو معیار قرار نمیدن! معیار کتب دینی استاون هم از نوع معتبرش!
10. فقط جهت اطلاعت مجادله ی علمی اداب خودش رو داره (امام حسینی خیلی با ادبه).

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

مـ ــراســ ــم هفـتــ ــگـ ــی دارالجــ ــنــ ــون

رأس الحسین محفل انصارالحسین علیه السلام

شنبه شب ها ساعت 22 الی23:30

مکان:پیروزی16

تلفن مسئول جلسه:09365357518

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27



مراسم هفتگی 16/6/91
هیئت حسین مظلوم (ع) مشهد الرضا
با نوای مستانه: کربلایی ایمـــــــــــــان کیوانـــــــــــــــــــــــی

اختصاصی وبلاگ: یا علــــــــــــــــــــــــی حیـــــــــــــــــــــــــدر مدد

برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

راستش یكی دو روز پیش یك كلیپ دیدم كه بیشتر از همیشه دلم رو سوزوند و فهمیدم كه مظلومیت حضرت علی(ع)و حضرت زهرا(س) فقط تو زمان خودشون نبوده بلكه تو این زمونه هم غریبن.

اگه یادتون باشه چند روز پیش جلسه سران كشورهای غیر متعهد در ایران برگزار شد(به سیاسی بودنش كار نداریم)

وقتی جناب مرسی رییس جمهور كشور مصر برای سخنرانی به پشت تریبون رفت بعد از درود به خداوند و پیامبر اكرم (ص) میگه درود خدا بر اصحاب رسول ابابكر ، عمر ، عثمان و علی (رضی الله ) 

حالا دلیله سوختن دل ما و مظلومیت مولا :

1. تو كشور شیعه نشینی كه دین شیعه رو دین رسمیه كشور خونده یك نفر میاد راحت برای خودش به قاتلین حضرت زهرا(س) و دشمنان حضرت علی(ع) درود میفرسته و هیچكسم ...... (بعد ما كه به دشمنای حضرت علی(ع)و قاتلین حضرت زهرا (س) لعن میفرستیم میگن نه،بده،زشته و ....)

2. شیعه هیچ برادری غیر از شیعه نداره(پس بی خودی وصلش نكنید كه مسلمانان با هم برادرن) و بعد بگید اشكال نداره. این حرف از همه بیشتر دل شیعه رو میسوزونه

3. یعنی اینقد بدبخت شدیم و محتاج مصر شدیم كه باید اینجور بهشون باج بدیم

من حرفم با سنی نیست چون اصلا با این قشر كاری ندارم. من حرفم با شیعه هایی هست كه دارن اسم شیعه رو یدك میكشن و یه سوالم ازشون دارم

سوال: به نظرتون اگه یكی از مقامات كشور ما تو عربستان به حضرت علی(ع)  یا صاحب الزمان(عج) درود بفرسته چی میشه ؟!!!!!!


همیشه گفتم ایندفه هم میگم: 

برا غدیر یك قدم عقب كشیدیم( یعنی به اسم برادر مسلمون وادارمون كردن) سنیا ده قدم اومدن جلو و غدیر رو منكر شدن. اگه الان هم عقب بكشیم ..........

تو رو خدا اینقد دل امام زمان(عج) رو به درد نیارید ، بخدا آقام غریبه

اللهم عجل الولیك الفرج




برای دیدن این کلیپ به وبلاگ http://amiralmomeninheydar.mihanblog.com/ مراجعه کنید





برچسب: نویسنده: جعفرقاسمی تاريخ: شنبه 15 / 7 ساعت: 23:27

صفحه بندی